از آخرین متنی که نوشتم دوسه ماه میگذره. الانم اومدم دوخطی بنویسمو برم. از صبحی دو ساعته روی رختخوابم غلت میزنم. یکساعت اول بخاطر زنگ هشدارایی که گذاشته بودم تا بلند شم زنگ بزنم مدیر ببینم مدرسه بازه یا نه. الان هم از فکر و خیالات خوابم نمیبره. کاش دیشب تلوزیونو نگاه میکردم بعد میخوابیدم گویا زیرنویس شبکه خبر گفته بودن امروز مدرسه ها تعطیلن. امسال واقعا عجیب بود. از همون اولش جنگ و بدبختی بود تا الان که اوضاع خرابتر شده. البته بهترین اتفاق زندگیم هم امسال افتاد، آروم و بی صدا متاهل شدم.
- ۳۳